ازدواج در روستای آتش بيگ / هشترود

ازدواج در روستای آتش بيگ / هشترود

شب حنابندان

در شب حنابندان رسم اينگونه است كه آشيق پس از معرفي داماد و اينكه امروز عروسي چه كسي است، مراسم خود را “تك ساز” و با اشعاري در مدح پيامبران و يا ائمه ي اطهار شروع مي كند.

سپس پدر يا يكي از نزديكان داماد آشيقها را فرا مي خواند و هوا درخواست مي كند و يك نفر از گروه سه نفري آشيقها كه متشكل از: ۱-آشیق، ۲- دايره زن (قاوالچي)، ۳- ني زن (بالابانچي) در مقابل فرد فراخوان مي ايستد كه معمولا (قاوالچي) اين كا را انجام مي دهد. او دايره يا همان قاوال (دف) را جلوي ايشان مي گيرد و او با انداختن هر قطعه اسكناس هزار توماني يا دو هزار توماني و يا ۵ هزاري و…. در داخل قاوال “اينگونه مي گويد «عاشيق بير هاوا دييرسن عروس داماد ساليغينا»، دوباره اسكناس ديگري در قاوال مي اندازد و مي گويد بير هاوادا دييرسن بو جشنه خوش ايلييب گلنرين ساليغينا و…..قاوالچي اين پولها را با همان قاوال جلوي روساي بانك كه دو يا سه نفر مي باشند و از قبل توسط طوي صاحابي انتخاب شده اند مي ريزد و سپس گروه آشيقلار شروع به خواندن هاواي درخواستي مي كنند. سپس فرد ديگري قاوالچي را فرا مي خواند و درخواست هاوا مي كند. معمولا هنگام درخواست هاوا افراد مورد نظر خود را نام مي برد و به سلامتي آنها هوا درخواست مي كند و برخي نيز هنگام درخواست هاوا فردي را از حاضرين انتخاب مي كند و او را مي رقصاند. فرد رقصنده مجلس را با رقص دور مي زند و حاضرين پول بر سرش مي ريزند و پشت سرش فردي كه “طوي بگي” ناميده مي شود پولها را جمع و تحويل بانك ميدهد و اگر كسي كه انتخاب شده از رقصيدن امتناع كند جريمه مي شود و بايد مقداري پول به بانك بدهد.

در اين بين بعضي از درخواست كنندگان هاوا فردي را انتخاب مي كنند و از آشيق مي خواهند كه او را تعريف كند و گروه آشيقلار روبروي او مي ايستند و براي ايشان تعريف مي خوانند و حاضرين نيز بر سر او پول ميريزند.

اين كار (درخواست هاوا) تا ساعت دوازده شب الي يك بامداد ادامه مي يابد و سپس نوبت به ورود و رقص داماد مي رسد و اينجاست كه همه ي حاضرين، حتي كساني كه از اول شب جيم ميزدند و پول خرج نمي كردند بر سر داماد پول ميريزند.

بعد از رقص داماد، نوبت به جمع كردن “طويانه” ميرسد و فردي با پيش دستي براي تك تك حاضرين شيريني مي برد و هر كس در حد توان خويش “طويانه” مي دهد و يك نفر با صداي بلند اعلام مي كند كه فلاني پنجاه هزار تومان يا صد هزار تومان و يا بيشتر يا كمتر، كه معمولا از ۲۰ هزار تومان شروع مي شود و سقفش هم تا ۵۰۰ هزار يا بيشتر مي باشد. البته مقدار طويانه علاوه بر توان شخص بستگي به اين هم دارد كه “طوي صاحابي” چقدر در عروسي هاي ايشان خرج كرده است.

پس از اتمام جمع كردن طويانه و مشخص شدن پول جمع شده در اين عروسي كه توسط رييس بانك اعلام مي شود نوبت به “بگ چيخاتماخ” مي رسد كه آقاي عزتي عزيز پيش تر مفصلا راجع به اين موضوع نوشته اند.

عباس جراحي

واژگان عروسی در آتش بیگ- ناصر شاکری

آداخلی: نامزد

آداخ: نامزدی

آداخلانماق: نشان کردن

آیاق آشما: پاگشایی

گلین: عروس

توی: عروسی

کورَکَن: داماد

ساغ دوش: آنکه در سینه راست داماد ایستد

سول دوش: آنکه در سینه چپ داماد ایستد

قارداشليق: پيمان برداري

حنا یاخدی: حنابندان

حنا گئجه سی: شب حنا بندان

گیزلین سلام: مادر زن سلام

دوواق: شال سرخ مخصوص عروس

کبین: مهریه

دوواق قاپما: پاتختی

باشلیق: شیربها

ائولنمک: ازدواج کرددن

ائولی: متاهل، خانه دار

سوبای: مجرد

ارلیک: دختر قابل شوهر دادن

ارگین: پسر دم بخت

ائولنمه لی: قابل زن گرفتن

چال چاغیر: جشن و سرور

ائلچی: خواستگار

ائلچي‌لیق: خواستگاري

قادین: خاتون

هن یا یوخ: بله برون

خونچا: خونچه

اوزوك، ايزئ: انگشتري و حلقه نامزدي

قند سينديرماق: رسم قند شكستن هنگام اخذ جواب در بله برون

گلین سالام: عروس سلام

کوره کن سالام: داماد سلام

یاشماخ توتماق: در گذشته تازه عروس ها به نشانه ی احترام به مردان فامیل داماد و زنان مسن خانواده آنها، بوسیله روسری بینی تا چانه خود را می پوشاندند. پوشاندن نیمه پایین صورت توسط زنان با استفاده از روسری و چادر را” پاشماق توتماق” گویند.

اوخوندو: کارت دعوت

چئلله لیق: چئلله تازه عروسها

آخر چرشنبه لیق: جهار شنبه سوری برای تازه عروسها

قربان بایراملیقی: عید قربان تازه عروسها

بايراملیق: عیدانه

گلئن چیخارتماق: جشن عروسی، كاروان عروس

آلما آتماق: پرتاب سيب

توي پايلي يا تويانه: تويانه يا توي پايلي به عروسيي گفته مي‌شود كه در آن و در شب عروسي پس از صرف شام افراد شركت كننده مقداري پول به عنوان تويانه (پول اسپند و یا یوخه) به صاحب عروسي هديه مي‌دهند.

توي ائوي: تالار عروسي

چاغيرليق: كارت دعوت

چاغيرلي: مدعو، دعوت شده



عروسی در آتش بیگ-حسن فرجی

با تشکر از زحمات آقای جراحی عزیز و تبریک به خانواده محترم اسماعیلی

بنده هم به طور مختصر به مراسم عروسی، حنابندان، جهیزیه، هدایا، آوردن عروس، داماد، گلین گورمه سی و پاگشایی اشاره نموده ام. امیدوارم که مورد قبول همراهان وبلاگ قرار بگیرد.

مراسم عروسی

وقتی که خانواده ها با هماهنگی یکدیگر آماده شدند، خانواده پسر به همراه تعدادی از فامیل های درجه یک به منزل دختر رفته از ایشان اجازه می گیرند تا عروس خود را طی مراسمی به خانه بخت ببرند. با اذن بزرگ خاندان دختر، مراسم شروع می شود. خانواده ها بصورت انفرادی برای خرید مایحتاج عروسی، راهی بازار شهرمی شوند، که به این کار” بازارلیق”می گویند. از بازار برای فامیل و آشنایان و دوستان هدایایی با عنوان “خلعت”می خرند. رسم بر این است که خانواده پسر، با بردن هدابایی به منزل افرادی که در سال جاری (بعداز عید نوروز تا زمان عروسی) عزیزان خود را از دست داده اند از آنان دلجویی کرده و به رسم احترام از آنان نیز اجازه می گیرند. معمولا هدایا از شیرینی جات انتخاب می شود. بیشتر کله قند (به عنوان مظهر شیرینی) مرسوم است. خانواده های داغدار ضمن تبریک و شادباش گویی، در جشن آنها شرکت می کنند. به این کار “حضور گوتیرماخ”می گویند.

در روستا یک مراسم زنانه، پس از برگشتن از بازار برگزار می شود و آن بدینصورت است که لباس و پارجه های خریداری شده برای عروس خانم، از طرف خانوادهداماد، در چندین سینی تزئین شده که روی آنها پارچه های رنگی و قیمتی کشیده شده است، به خانه ی عروس می برند و سینی ها توسط آقا پسرهای نوجوان حمل می شود و خانواده عروس از خانم های فامیل به این جشن دعوت می کنند. به این مراسم “پالتار اوستی” می گویند. در این مراسم، شیرینی و نقل و نبات پخش می کنند و خانم های میهمان، دهان خود را شیرین می کنند و هدایای مختصر خود را نیز تقدیم میکنند.

حنابندان:

در روستای آتش بیگ، جشن حنابندان را خانواده ی عروس برگزار می کند. این جشن کاملا زنانه است و از هر خانوار، خانم دعوت می شود. اکثر مواقع دختران وخانم های جوان در جشن شرکت نموده، شادی می کنند و توجه میهمانان را به خود جلب می نمایند.

قبل صرف ناهار و یا شام، هدایای میهمانان، جمع آوری می شود و با تقدیم گشایش از طرف گشایشچی، هدیه ی خود را تحویل می دهند و گشایشچی هم مقدار هدیه را که معمولا پول نقد است، با صدای رسا برای جمع اعلام می کند. در حین انجام تحویل هدایا، دختران و خانم های جوان به کف دست ها و نوک انگشتان به رسم شادی و مبارکی حنا می زنند.

جهیزیه:

در روستای آتش بیگ، رسم است خانواده عروس برای صورت برداری از جهیزیه از تعدادی از اهالی روستا دعوت می کنند و تک تک اجناس جهیزیه با وجه زمان ارزشگذاری شده و نوشته شده و تعدادی از بزرگان دو طرف آن را امضاء می کنند. برگ نوشته شده در مراجع قضایی نیز قابل طرح است. حمل جهیزیه عروس خانم با خانواده داماد است. زمان خارج کردن وسایل، تعدادی از آقا پسرها روی وسایل می نشینند و از اطرافیان داماد، انعام می گیرند، به این کار آقا پسرها، “جهیز اوستی” می گویند. پس از انتقال وسایل،خانم های طرف عروس منزل عروس و داماد را مرتب کرده و آن را آماده می کنند.

هدایا (طویانا):

میهمانان دعوت شده دمدمای غروب آفتاب تشریف می آوردند و مستقبلین آنان را به منزل یکی از فامیلهای داماد که به “طوی خانا” معروف است راهنمایی می کنند. پس از شادی و پذیرایی از میهمانان، قبل از صرف شام، یک مراسم ویژه صورت می گیرد و آن، گرفتن هدایای میهمانان است. در اصطلاح محلی به هدیه میهمانان “طویانا”می گویند. نحوه اخذ طویانا بدین قرار است، اول در داخل یک سینی مسی بزرگ یک پارچه رنگی شاد پهن می کنند و به روی آن مقداری شکلات، کشمش، شکرپنیر و نخودچی و آب نبات رنگارنگ، که نماد شادی و بشارت می باشد، میریزند و سپس آن را افرادی که در دور سینی حلقه زده اند و اغلب از ریش سفیدان و بزرگان که نشانه برکت و احترام و آموزش راستی و درستی به جواناننیز می باشند، توی پیش دستی کوچک می ریزند که به آن “گشایش” می گویند. یک نفرپیش دستی های آماده را در بین میهمانان به ترتیب اولویت تقسیم می کند و میهمانان پس از تحویل گرفتن گشایش خود، هدیه را نیز داخل آن می گذارند. هدیه ها معمولا پول نقد است. ممکن است فامیل های درجه اول در عوض گشایش، گاو و گوسفند پیش کش کنند، که در لیست اسامی درج می گردد. کسی که گشایش را در بین میهمانان توزیع می کند، به گشایش چی معروف است.

آوردن عروس (گلین گتیرماخ)

در روستا رسم است برای آوردن عروس به خانه داماد، از طرف مادر و خانواده ی داماد، تعدادی از دختران و خانم های، فامیل را دعوت می کنند و به این دعوت “گلین دالی” می گویند. در چندین سال پیش، معمولا داماد را پی عروس نمی بردند. بزرگان و ریش سفیدان طرف داماد، عروس را سوار بر اسب کرده و با هلهله و شادی کنان می آوردند و جالب اینکه یک پسر بچه سوار ترک زین اسب عروس می کردند، که برادر و یا از فامیل های عروس بود. در بعضی از عروسی ها تعدادی چابک سوار به همراه اسب عروس حرکت می کردند. در محوطه ی باز روستا، اسبی که عروس سوار بود می ایستاد و سوار کاران مسابقه ی اسب دوانی می دادند که مورد توجه مردم قرار می گرفت. به نفر اول جایزه از طرف پدر داماد هدیه میشد. امروزه آوردن عروس به روش بالا به کلی کنار گذاشته شده است.

اما رسم جالب دیگر، پس از رسیدن عروس به در منزل داماد، آقا داماد در فاصله ی چند متری بالای پشت بام رفته از راه دور سه عدد سیب سرخ، به نشانه خوش آمد گویی به طرف عروس پرتاب می کرد که مورد توجه تماشاچیان قرار می گرفت و جوانان سعی می کردن سیب پرتاب شده که ارزش زیادی داشت، بردارند. بعد از آن عروس خانم وارد منزل داماد می شود و در جای مخصوص قرار می گیرد و از پدر داماد تقاضای هدیه ی اساسی می کند، که به آن در اصطلاح محلی “دیز دایاقی” می گویند و پدر داماد با دادن جواب مثبت با تقاضای هدیه ی عروس خانم، موافقت می کند.

داماد:

در چند سال پیش داماد به همراه ساقدوش و سولدوش و تعدادی از دوستانش و جوانان روستا در منزل ویژه ی یکی از همسایه ها دور هم جمع می شدند و خوش بودند. معمولا داماد در بین خانم ها نمی رفت و به طوی خانا نیز سر می زد و می رفت اما امروزه رسم قدیمی یه خرده کم رنگ شده و دامادها جسورتر شده اند.

گلین گورمه سی:

فردای عروسی، مراسم مختصری برگزار می شد و آن اینکه تعدادی از خانم های فامیل عروس خانم به دیدن عروس می آمدند و جشن کوچکی ترتیب میدادند و هدیه به عروس خانم می دادند که به آن گلین گورمه و یا “دوواق قاپتی” می گویند. امروز شاید بهآن اسم و رسم نباشد ولی همان پاتختی پا بر جاست.

پاگشایی (ایاق آشما)

چند هفته پس از عروسی، خانواده عروس خانم، یک میهمانی ترتیب می دهند و از خانواده ی داماد و تعدادی از اطرافیان خود و داماد جهت آشنایی با یکدیگر و فامیل های جدید همدیگر را می شناسند. معمولا آقایان و خانم ها در یک جا جمع می شوند ولی جداگانه می نشینند و پذیرایی و سفره غذا جداست. بعد از شام ودسر و شادی ها، از طرف خانواده ی عروس خانم هدیه ای در نظر گرفته شده، که به عروس و داماد تقدیم می کنند. دفتر عروسی تا فرصت بعدی بسته می شود.

با تشکر از زحمات بی وقفه دکتر دهپور

منبع:
http://atashbig.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *